پوپو
آزاد
نبودنم!
مکان نامعلوم/بغض/تنهایی/ احتمالاً فرار/ نبودنم/ و شاید بودن در قفسم!
همه ی این ساعات من است فکرهای پاره پاره ام در این غربت دورافتاده!
غربتی که مدام متلاطم، مکانش معاوضه می شود.
اینجا من در سکوت، به قفس می اندیشم و قناری های خفته در آن.
اینجا.... از شهرم دور، به ترسم نزدیکم.
!! نوشتهيپوپو
| |
•
