تبليغاتX
پوپو - سيزده آبان/2/

سيزده آبان/2/


سيزده آبان گذشت، بس چه خونين. مدام هجوم وحشيانه و باتوم و گازِ اشك‌آور؛ جيغ زنان و گريه‌ي دختران. زنجيرهاي بر افراشته و چماق‌هاي آسمان دريده. عربده‌هاي يك مشت كودنِ كج‌فهم. هلي‌كوپتري بر فراز ميدان هفت‌تير در حال چرخ‌زني. آدم‌هايي كه به خانه‌هايي با درهاي باز پناه مي‌بردند. من كه از بين يك محاصره با تاكسي گريختم و تمام. سيزده‌آبان هشتاد و هشت خونين بود. خفقان، صداي گلوله‌ها، مشقي و جنگي.  ساعت 3 بعداز ظهر؛ خيابان‌هاي كثيف و مامورانِ حكومتي، خسته. مردم بهت زده‌ از اين همه سركوب در راه‌ خانه‌هاشان و خشم‌هاي فروخورده‌شان بذر براي حضور آينده.

 
همانطور كه در يادداشت قبل، پيش‌بيني كرده بودم. حكومت دست به سركوب شديد حضور سبزها در سيزده آبان زد و حالا بايد منتظر دانشگاه‌ها بود. آنفلونزاي فصلي عجين با نيتِ پليد سردمداران شده و بايد انتظار واكنش دانشجويان بود. فردا شنبه و اولين روزِ رسمي تشكيل كلاس‌ها پس از سيزده‌آبان خونين است. اگر محصلين حركت منسجمي انجام دهند و از حقوق هم‌صنفي‌هاي خويش دفاع و در دانشگاه‌ها اعتراض كنند، بايد منتظر تعطيليِ مكاتب عالي باشيم. آن‌ها روي بازي ما بازي مي‌خورند و ما هزينه مي‌دهيم. هزينه‌هايي به گزافي خون. سرخي خون.

 

پ.ن: سيزده آبان، پس از سي خرداد، يكي از خونين‌ترين روزهاي پس از انتخابات بود و شما احتمالاً به طرق مختلف از چند و چون‌ آن مطلعيد. لذا از توضيح اضافه گذشتم و به چند جمله بسنده كردم. پيش از هيجان، بينديشيد. بلند لطفاً!

!! نوشته‌يپوپو | | •

RSS